تبليغاتX
ناز آفرین

ناز آفرین

حرف دلم را با توگفتم...محرم رازم شدی.بمان با من...تا آخر دنیا...تا آنجا که مرزی بین ما نباشد

:)

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ... در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟! شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟! زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه... شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟! زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود! مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟! زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...! مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم !
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 22:57  توسط نازنین  | 

هه هه هه حال کردمممممممممممممم

چهار تا دوست كه ۱۵ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف كنن. بعد از یه مدت یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون... اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد... دومی: جالبه. پسر من هم مایهء افتخار و سرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دورهء خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد. سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده... اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تأسیس كرده و میلیونر شده... پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ???? متری بهش هدیه داد. هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟ سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كردیم. راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟ چهارمی گفت: دختر من رقاص كاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار میكنه. سه تای دیگه گفتند: اوه! مایهء خجالته! چه افتضاحی! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره. اتفاقاً همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ???? متری هدیه گرفت! نتیجه‏ی اخلاقی: هیچوقت به چیزی كه كاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 13:40  توسط نازنین  | 

جذاب ترین معادلات و نتایج عجیب

معادله ۱ انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح الاغ = خواب + خوراک پس انسان = الاغ + کار + تفریح و بنابراین انسان - تفریح = الاغ + کار بعبارت دیگر انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه معادله ۲ مرد = خواب + خوراک + درآمد الاغ = خواب + خوراک پس مرد = الاغ + درآمد و بنابراین مرد - درآمد = الاغ بعبارت دیگر مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه معادله ۳ زن = خواب + خوراک + خرج پول الاغ = خواب + خوراک پس زن = الاغ + خرج پول و بنابراین زن - خرج پول = الاغ بعبارت دیگر زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه نتیجه گیری: از معادلات ۲و۳ داریم: مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند پس: فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند. و فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند. بنابرین داریم … مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 13:20  توسط نازنین  | 

آرزو (پري ها مونث هستند)

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم. پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي .... دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و......... اجي مجي لا ترجي و آقا 92 ساله شد! پيام اخلاقي اين داستان: مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ، ولي پريها................ مونث هستند !!!!!!! نتيجه اخلاقي براي اقايون: :اگه يه پري جلوتون حاضر شد مواظب ارزوهاتون باشين!
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 18:1  توسط نازنین  | 

شکرت خدای مهربونم

الهی !

فقرم ندادی مگر گرفتی دستانم

دستم نگرفتی مگر راه رفتنم آموختی

راه رفتنم نیاموختی مگر توشهٴ راهم دادی

توشهٴ راهم ندادی مگر مقصدی روشنم بخشیدی

الهی !
دستانم گرفتی
راه رفتنم آموختی
توشهٴ راهم دادی
و مقصدی روشنم بخشیدی

اما....

الهی !
از خویشتنت به من بخش

که بی تو
افلیجهٴ بی توشهٴ نابلد بی مقصدم

الهی !
من تنهای تنها به تو خشنودم
خشنودیم بخش...

الهـــــــــــــــــی آمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 14:33  توسط نازنین  | 

نامه ای از خدا

 از طرف خدا

 

 به: شما

 

 تاریخ : امروز

 

 از: خالق

 

 موضوع : خودت

 

 من خدا هستم. امروز من همه مشکلاتت را اداره میکنم .

 

 لطفا به خاطر داشته باش که من به کمک تو نیاز ندارم. اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید که قادر به اداره کردن آن نیستی، برای رفع کردن آن تلاش نکن .

 

 آنرا در صندوق( برای خدا تا انجام دهد) بگذار . همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من ، نه تو !

 

 وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال(پیگیری) نکن .

 

 در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی که الان در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن .

 

 ناامید نشو ، توی دنیا مردمی هستند که رانندگی برای آنها یک امتیاز بزرگ است.

 

 شاید یک روز بد در محل کارت داشته باشی : به مردی فکر کن که سالهاست بیکار است و شغلی ندارد.

 

  ممکنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری: به زنی فکر کن که با تنگدستی وحشتناکی روزی دوازده ساعت ، هفت روز هفته را کار میکند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند.

 

وقتی که روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یاس میشوی : به انسانی فکر کن که هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده..

 

 وقتی ماشینت خراب میشود و تو مجبوری برای یافتن کمک مایلها پیاده بروی : به معلولی فکر کن که دوست دارد یکبار فرصت راه رفتن داشته باشد.

 

  ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی که اصلا برای چی زندگی میکنی و بپرسی هدف من چیه ؟

 

  شکر گزار باش .

 

 در اینجا کسانی هستند که عمرشان آنقدر کوتاه بوده که فرصت کافی برای زندگی کردن نداشتند.

 

  وقتی متوجه موهات که تازه خاکستری شده در آینه میشی :

 

 به بیمار سرطانی فکر کن که آرزو دارد کاش مویی داشت تا به آن رسیدگی کند.

 

  ممکنه تصمیم بگیری این مطلب رو برای یک دوست بفرستی : متشکرم از شما ، ممکنه در مسیر زندگی آنها تاثیری بگذاری که خودت هرگز نمیدانستی!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:3  توسط نازنین  | 

باورش کن....................

) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین

2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز

3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – ناشناس

4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری

5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –هانس نوون

6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن

7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس

8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر

9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." – فرانکلین پی جونز

10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 20:32  توسط نازنین  | 

نامه ای از خدا


 

 از طرف خدا

 

 به: شما

 

 تاریخ : امروز

 

 از: خالق

 

 موضوع : خودت

 

 من خدا هستم. امروز من همه مشکلاتت را اداره میکنم .

 

 لطفا به خاطر داشته باش که من به کمک تو نیاز ندارم. اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید که قادر به اداره کردن آن نیستی، برای رفع کردن آن تلاش نکن .

 

 آنرا در صندوق( برای خدا تا انجام دهد) بگذار . همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من ، نه تو !

 

 وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال(پیگیری) نکن .

 

 در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی که الان در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن .

 

 ناامید نشو ، توی دنیا مردمی هستند که رانندگی برای آنها یک امتیاز بزرگ است.

 

 شاید یک روز بد در محل کارت داشته باشی : به مردی فکر کن که سالهاست بیکار است و شغلی ندارد.

 

  ممکنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری: به زنی فکر کن که با تنگدستی وحشتناکی روزی دوازده ساعت ، هفت روز هفته را کار میکند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند.

 

وقتی که روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یاس میشوی : به انسانی فکر کن که هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده..

 

 وقتی ماشینت خراب میشود و تو مجبوری برای یافتن کمک مایلها پیاده بروی : به معلولی فکر کن که دوست دارد یکبار فرصت راه رفتن داشته باشد.

 

  ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی که اصلا برای چی زندگی میکنی و بپرسی هدف من چیه ؟

 

  شکر گزار باش .

 

 در اینجا کسانی هستند که عمرشان آنقدر کوتاه بوده که فرصت کافی برای زندگی کردن نداشتند.

 

  وقتی متوجه موهات که تازه خاکستری شده در آینه میشی :

 

 به بیمار سرطانی فکر کن که آرزو دارد کاش مویی داشت تا به آن رسیدگی کند.

 

  ممکنه تصمیم بگیری این مطلب رو برای یک دوست بفرستی : متشکرم از شما ، ممکنه در مسیر زندگی آنها تاثیری بگذاری که خودت هرگز نمیدانستی!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 21:14  توسط نازنین  | 

خیلی راسته

http://lorestani.blogtak.com/post-29536.html

حتما برید بخونید من آفتابگردون در بستر رز هستم

کیمیا خواهری برو بخووووووووووووووووووووووووون

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:29  توسط نازنین  | 

گوش کن

سالروز تولد ديگران را به خاطر بسپار

با صميميت دست بده

در چشم ديگران نگاه كن

از عبارت (خواهش ميكنم) زياد استفاده كن

نواختن يك ساز را ياد بگير

در حمام آواز بخوان

كمتر از درآمدت خرج كن

اتومبيل ارزان قيمت سوار شو اما بهترين خانه اي را كه توان داري بخر

قرض هايت را زودتر پس بده

در روز تولدت درختي بكار

سالي يكي دوبار خون اهداء كن

راز نگه دار باش

زياد عكس بگير

اشتباهاتت را بپذير

هرگز سالگرد ازدواجت را فراموش نكن

سلامتي را دست كم نگير

از گفتن كلمات كنايه آميز اجتناب كن

شريك زندگيت را با دقت انتخاب كن 95 % خوشبختي ها بد بختي ها ي زندگيت ناشي از همين يك تصميم خواهد بود

هر از گاهي به فرزندانت بگو كه چقدر نازنين اند وتو چقدر به آنها اعتماد داري

هرگز به مقدسات كسي توهين نكن

به زندگي خصوصي فرزندانت احترام بگذار پيش از ورود به اتاق شان در بزن

زبان انگليسي ياد بگير تا چند سال ديگر همه انگليسي حرف خواهند زد

معاينات منظم پزشكي و دندانپزشكي داشته باش

وقت شناس باش و روي وقت شناسي ديگران نيز پافشاري كن

تميز و آراسته باش

يادت نرود كه بالاترين نياز عاطفي هر كس مورد تحصين واقع شدن است

بهترين دوست همسرت باش

مردم را به قدر قلبشان اندازه بگير نه به قدر حساب بانكي شان

گوشت قرمز كم بخور

نمك كم بخور

براي همه موجودات زنده احترام قائل باش

غيبت نكن

غر نزن

هر روز به موسيقي دلخواهت گوش بده

اگر با همسرت دعوا داشتيد صرف نظر از اينكه حق با چه كسي بوده عذر خواهي كن و بگو معذرت مي خوام تو را ناراحت كردم اينها كلمات شفابخش جادويي هستند

حرف كسي رو قطع نكن

قدر نعمت هايت را بدان

هميشه و در همه حال به خداوند توكل كن

با مدرسه فرزندت در ارتباط باش

افكار محرمانه ات را مخفي نگه دار

وقتي در جمعي از تو خواستند دعا كني فورا اين كار رو بكن

اگر مي خواهي كسي رو نصيحت كني اول خودت به آن عمل كن

سعي كن بيشتر مطالعه كني

كمتر تلويزيون تماشا كن

پيش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد باش

هيچوقت فرصت قدم زدن با همسرت را از دست نده

در يك شب سرد كتت را روي دوش همسرت بينداز


كتاب نكته هاي كوچك زندگي از: اچ جكسون براون

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:47  توسط نازنین  |